|
سلام دوستای گلم.
به احتمال فراوان این اخرین اپمه که تو سال ۸۷ می زارم.امیدوارم همگیتون سال خوبی رو پشت سر گذاشته باشید و سال خوبی رو هم پیش رو داشته باشید.
امیدوارم از مطالب و عکس های این دفعه خوشتون بیاد.
اول چند تا عکس از پوریا ببینید .![]()
الهی این عکس شما رو یاد چی میندازه؟

اینم اخریش.
![]()
1000 مرتبه، 900 جمله عاشقانه را در 800 جاي مختلف به 700 زبان، پيش 600 نفر تکرار کردم. 500 نفر، 400 بار آنرا به 300 زبان در 200 برگ ترجمه کردند. آنرا 100 بار براي تو در 90 روز، روزي 80 دقيقه خواندم. 70 جمله را نو 60 بار در 50 روز، روزي 40 بار براي خودت تکرار کردي. 30 بار آنرا آموختي و پس از 20 ساعت، 10 بار از تو 9 سوال کردم. 8 مرتبه به 7 سوال آن 6 بار در فاصله 5 دقيقه جواب دادي. 4 مرتبه تو را در 3 جاي مختلف دعوت کردم. 2 ساعت از تو خواهش کردم تا 1 مرتبه گفتي: دوستت دارم

اولین باری که عاشقت شدم یادته ؟ من یه کرم سیب بودم و تو یه کرم ابریشم . من به تو قول دادم دیگه هیچوقت سیب نخورم و تو هم قول دادی دور خودت پیله نزنی . ولی نمی دونم چی شد که من طاقت نیاوردم و فقط یه خورده سیب خوردم . تو هم از غصه دور خودت پیله بستی ... حالا دومین باره که عاشقت شدم ، ولی حالا من هنوز یه کرم سیبم و تو یه پروانه خوشگل ، تو پر زدی و رفتی و من موندم و سیبایی که جایی برای خورده شدنشون نمونده . از هر چی سیبه منتنفرم ...

اونی که میخواستم دلمو شکست و رفت ، به پای یک عشق جدید نشست و رفت ، چشم روی آرزوهام همیشه بست و رفت ، اونی که میخواستم مثل اشک چکید و رفت ، تو طول راه باز یه کسی رو دید و رفت ، به آرزوش انگار دیگه رسید و رفت ، به خاطر هیچی ازم جدا شد و رفت ...
گفت : می خواهم برات یه یادگاری بنویسم ، گفتم : کجا ؟ گفت : رو قلبت ، گفتم مگه میتونی ؟ گفت : آره سخت نیست آسونه ، گفتم باشه ، بنویس تا همیشه یادگاری بمونه ، یه خنجر برداشت ......... گفتم بنویس دیگه چرا معطلی ، خنجرو برداشت و با تیزی خنجر نوشت دوست دارم دیوونه ، اون رفته خیلی وقته ، کجا ؟ نمیدونم ، اما هنوزم زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده ، دوست دارم دیوونه .
شاید ایام عید نتونم بیام سر بزنم.اما اگه بتونم حتما میام.
پس تا سال بعد.
|